cheesily قالیباف خانواده خبرنگار مازندران

cheesily: قالیباف خانواده خبرنگار مازندران مدافع حرم استان مازندران شهدای مدافع حرم نماینده ولی فقیه باشگاه خبرنگاران جوان

گت بلاگز اخبار حوادث به شوهرم چیزی نگفته بودم ، در خبر رسان تلگرام با سحر آشنا شدم ولی هنگامی که قرار ملاقات گذاشتیم،او فرهاد بود!

زن جوانی به‌همراه همسرش به پلیس فتا مراجعه کرد و با پرونده‌ای که در دست داشت از کارآگاهان تقاضای کمک کرد.

در خبر رسان تلگرام با سحر آشنا شدم ولی هنگامی که قرار ملاقات گذاشتیم،او فرهاد بود!/به شوهرم چیزی نگفته بودم

عبارات مهم : تصویر

زن جوانی به همراه همسرش به پلیس فتا مراجعه کرد و با پرونده ای که در دست داشت از کارآگاهان تقاضای کمک کرد.

به گزارش کشور عزیزمان ایران ؛زن جوان دلواپس و مستأصل به نظر می رسید و شوهرش نیز با اینکه تلاش داشت خودش را آرام نگه دارد ولی گاهی در میان صحبت های همسرش سری به نشانه تأسف تکان می داد و با نگاهی غضب آلود به زن جوان خیره می شد.

زن 38 ساله که شاکی مهم پرونده بود، گفت: «مدتی قبل به پیشنهاد تعدادی از اقوام وارد اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … شدم. من که بجز پیگیری به منزل و فرزندانم هیچ سرگرمی نداشتم بعد از مدتی به شکلی افراطی وابسته این فضای جالب شدم. گاهی حتی گذر وقت را متوجه نمی شدم و حسابی از منزل و فرزند ها غافل شده است بودم. در همین روزها به پیشنهاد یکی از دوستانم در یکی از خبر رسان ها عضو گروه آشپزی شدم. مطالب این گروه مربوط به پخت غذاها و دسرها بود و برایم جذابیت داشت به همین علت هر روز خبر های آن را می خواندم، تا اینکه با «سحر» آشنا شدم. او در همین گروه فعال بود و تصویر روی پروفایلش نیز بسیار معقول و راحت بود . نخستین بار در صفحه شخصی من راجع به دستور پخت غذایی محلی سؤال پرسید و من هم روش تهیه آن را برایش ارسال کردم.

همان خبر جرقه ای جهت آشنایی ما شد. روزها می گذشت و رابطه ما عمیق و عمیق تر می شد. گاهی حتی روزی دو ساعت با هم در حال چت بودیم. هر روز منتظر خبر هایش بودم و اگر یک روز از او خبری نمی شد دلتنگش می شدم. من بواسطه شغل همسرم زیاد ساعات روز تنها بودم و این دوستی مجازی حس خوبی به من می داد. «سحر» به نظرم دختر پخته و فهیمی می آمد و همین عنوان هم باعث شد خیلی سریع به او اعتماد کنم.

مدتی از آشنایی مان گذشته بود که «سحر» از من خواست برایش تصویر خودم و خانواده ام را بفرستم. از آنجا که وانمود می کرد دختر مقیدی است و خودش هم به مشکل تصویر هایش را فرستاد، درخواستش را قبول کردم. هیچ کس از این ارتباط خبر نداشت ولی روحیه من حسابی عوض شده است بود. یک روز «سحر» از من خواست جهت آشنایی زیاد با هم به منزل اش بروم یا جایی همدیگر را ملاقات کنیم. من هم بعد از اینکه با همسرم در این باره صحبت کردم و رضایت او را گرفتم با او قرار گذاشتم.

به شوهرم چیزی نگفته بودم ، در خبر رسان تلگرام با سحر آشنا شدم ولی هنگامی که قرار ملاقات گذاشتیم،او فرهاد بود!

آنقدر به این دختر علاقه مند شده است بودم که جهت رسیدن روز ملاقات لحظه شماری می کردم ولی تنها یک روز مانده به دورهمی دو نفره مان، «سحر» با یک خبر دنیا را روی سرم آوار کرد. او نوشته بود: «من آن کسی که تو فکر می کنی نیستم. این تنها راهی بود که می توانستم بعد از جدایی از همسرم بحران های معنوی ام را کم کنم. در این مدت تو تنها مونسم بودی و به تو علاقه زیادی پیدا کردم. راستش من اصلاً «سحر» نیستم. اسم واقعی من «فرهاد» هست. بارها خواستم این عنوان را به تو بگویم ولی وحشت از دست دادنت باعث می شد سکوت کنم. حالا هم می خواهم کنارم بمانی…»

هر جمله ای را که می خواندم سرم داغ می شد. چطور ممکن بود. اشک هایم بی اختیار پایین می ریخت و هنگامی که یاد حرف هایی که به او زده بودم می افتادم، به خودم فحش و لعنت می فرستادم. تنها کاری که توانستم انجام دهم این بود که ارتباطم را با او قطع کنم و دیگر به خبر هایش پاسخی ندهم. ولی او نه تنها شماره گوشی تلفن همراه که شماره منزل و آدرسم را هم داشت و با تصویر هایی که برایش فرستاده بودم راحت می توانست هر سوء استفاده ای از آنها بکند. البته دو روز بعد همین اتفاق هم افتاد و او در پیامی ترساندن کرد که اگر به رابطه ام با او ادامه ندهم همه تصویر هایم را پخش می کند. حتی چند ساعتی هم یکی از تصویر هایم را روی پروفایلش گذاشت. من که بسیار سردرگم و پریشان بودم عنوان را به همسرم گفتم.

شوهرم هنگامی که فهمید چه حرف هایی بین ما رد و بدل شده است و تصویر هایم را هم برایش فرستاده ام مانند اسپند روی آتش شده است بود. چند روزی فقط دعوا و داد و بیداد می کرد. من هم به او حق می دادم؛ پای آبرویش وسط بود. این کشمکش یک هفته ای ادامه داشت تا همسرم باور کرد که من به او دروغ نمی گویم. از همان روز خودش وارد عمل شد و بعد از تحقیق با هم به دادسرای خاص جرایم رایانه ای رفته و بعد از طرح شکایت به پلیس فتا فرستاده شدیم.با توجه به اسناد و مدارک موجود در پرونده، پیگیری به عنوان در دستورکار کارشناسان پلیس فتا قرار داده شد و مدتی بعد «فرهاد» شناسایی و در منزل اش دستگیر شد. او ابتدا منکر همه چیز بود ولی هنگامی که با شواهد و مدارک روبه رو شد لب به اعتراف گشود و مدعی شد جهت پر کردن تنهایی هایش دست به این کار زده است…»

سرهنگ دوم رامین پاشایی سرپرست اداره اجتماعی پلیس فتا با اشاره به پرسشها وآسیب های اعتماد کاذب در اینترنت به تمامی بازدیدکنندگان توصیه کرد هیچ گاه به هویت افراد در اینترنت اعتماد نکنند، لیکن مجرمان و تبهکاران به منظور اخاذی و دستیابی به اهداف شوم خود از هویت جعلی استفاده می کنند.

همچنین هرگز اطلاعات و تصویرهای شخصی و خانوادگی خود را جهت افرادی که نمی شناسند ارسال نکنند. وی تأکید کرد، افراد در صورت مواجهه با موارد مشکوک می توانند عنوان را با مراجعه به سایت پلیس فتا www.cybrepolice.ir بخش فوریت های سایبری، قسمت گزارش های مردمی ارسال کنند تا نقشه شیادان و کلاهبرداران ناکام بماند.

زن جوانی به‌همراه همسرش به پلیس فتا مراجعه کرد و با پرونده‌ای که در دست داشت از کارآگاهان تقاضای کمک کرد.

واژه های کلیدی: تصویر | آشنایی | تلگرام | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog